بستنی زمستونی

وای چه مدت طولانی نبودم.

امتحانات پایان ترم امسالم وحشتناک سخت و پر از استرس بود.

البته حقمه باید بیشتر در طول ترم میخوندم.

تو این مدت ک تعطیلم دوست دارم به کارای عقب موندم برسم.ولی تازگی ی حس عجیبی دارم که دوست دارم دائم تو خونه باشم.

راستش حس بیرون رفتن و این خیابونای شلوغ و ندارم.

خودمونیم چه زود گذشت!!!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

و این گونه تابستان هم دارد تمام میشود..

یکی از بهترین تابستونای زندگیم بود.

اما کلی استرس دارم با شروع کلاس و درس.دلم میخواد خوب بخونم وبهترین باشم.

درس برام خیلی مهمه.

دیدن دوباره همکلاسیا با همه خوبی و بدیاشون و کلی خاطره مشترک.

فصل پاییز و دوست دارم مخصوصا خش خش برگای پاییز موقع قدم زدن.و جالب تر اینه که تا 2 سال پیش یکی از بدترین فصلا برام پاییز بود.

ولی حالا عاشقشم.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱۳ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

خب من نمیدونم چرا تابستون این قدر زود داره تموم میشه.من  هنوز کلی کار دارم.

یعنی خدا به من رحم میکنه موقع رانندگی.من کلا با فاصله خیلی کمی از کنار ماشینا

رد میشم شانس میارم تصادف نمی کنم.

وای من از فروشنده های بی ادب متنفرم و بدتر این که موقعی که عصبانی میشم دیگه

نمی تونم چیزی بهشون نگم.همین چند وقت پیش با مامان رفتیم خرید فروشنده که نه

دستیاره؛چیه ی چیزی گفت منم جوابش و دادم بعد صاحب مغازه مجبور شد عذر خواهی کنی.

فعلا....

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٥ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

وقتایی که دلم میشکنه حس میکنم بند بند وجودم داره از هم جدا میشه و ی بغض از

ی جایی میاد تو گلوم و بعد چشام میسوزن.

ی حس بدی داره.خواستم بگم این جوریم الان

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۸ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

روزای کشدار و طولانی این تابستون داره میگذره ولی خب خوش میگذره.

به نظر من درس خوندن تو ی شهر دیگه هر چند بدی هایی داری ولی یک سری خوبیم

داره .

مثلا این که یاد میگیری چه طور با دیگران رفتار کنی و چه جوری ببخشی و چه جوری کنار

بیای با دل تنگیات.

چه جوری کاراتو و درستو و غذا و...با هم هماهنگ کنی و در کنارش به خودت وتفریحت و

پیاده روی و موسیقی گوش دادنت برسی.

هر چند وقتایی میشه که دلت خونه و خانوادتو میخواد و اینجاست که صبر کردن و یاد

میگیری که توی خصلت های من نبود ولی دارم سعی میکنم صبر کردن و یاد بگیرم.

این زندگی پر از آزمون و خطاست.

خودت باید یاد بگیری.

یکی از دوستامو به خاطر غفلت و اشتباه خودم و کار اشتباه ی دوست دیگه که هرچند

نمی تونم بهش بگم دوست از دست دادم.در واقع ازش فاصله گرفتم و یک خطا بود که

امیدوارم بتونم جبرانش کنم.

واسه همینه من که تا دیروز همه رو سفید بدون گناه می دیدم حالا اعتماد کردن به

آدما برام سخت تر شده.

ولی به هر حال زندگی زیباست به خصوص این ماه رمضونیچشمک

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢٤ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط رزا نظرات ()

روز های طولانی و کشدار تابستونو دوس دارم هر چند دارند به بطالت میگذرند.

کلا وقتایی که کلی کار دارم مثلا قبل از تعطیلات میگم خب بگذار تعطیل که شدم این کارا

روانجام میدم.اینجا میرم.این کلاس ثبت نام میکنم ولی به محض شروع شدن تعطیلات

میگم خب حالا فردا هم هست.یعنی تنبل تر از منم وجو داره آیا...

با این همه این روزا خوبن چون بی خیالم.چون سخت نمیگیرم.چون کلا خوش میگذره هر

چند با این همه کارایی که رو سرم ریخته.....

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

این روزا محتاج به دعاهاتونم.خیلی

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

بعضی وقتا که از ی موضوعی ناراحت وعصبانی میشم نمیتونم به روی خودم نیارم.یا

وقتایی که خوشحالم سعی میکنم بقیه هم خوشحال کنم یا شاد ببینمشون.

این که نتونم ناراحتیمو پنهان کنم خیلی جاها به ضررم تموم شده چون همیشه بعضی

آدما به دنبال 1 فرصت مناسب واسه ضربه زدنن خب همین میشه که سعی میکنن به این

تاراحتی دامن بزنن یا شرایط سخت تر کنند.

یا این که اگه از یکی ناراحت باشم راحت میفهمه.خب بعضی وقتا بده...

عجیب روزای نگرانی دارم....

با چند تا از دوستای دبیرستانم دارم میرم بیرون.واسشون کادو

خریدم.بامزه اس.دوست دارم این کارو...

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/٢۸ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()


Design By : Pichak