بستنی زمستونی

این روزا ی سری احساسات گریبانمو گرفته نمیدونم اشتباه کردم عاشقت شدم همه ی احساسات و ترسامو واسه تویی که ١ هفته میشناختمت گفتم!

باهات مثل ی دوست واقعی بودم ی همراه.میترسم که اشتباه اعتماد کرده باشم.

با خودم میگم تویی که عاشق شدی دیگه همه چیش پای خودته.راه برگشتی نیست از این راه.

عشق من که واقعیه ولی تو رو نمیدونم ولی ای کاش که بدونم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٦ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

برمیگردم به زودی

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٤ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری دو؛سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری.

نمیدونم حس غریبیه دیدنت؛شنیدن صدات که واسم زیبا ترین صداست

اره حس غریبیه شاید گرفتن دستات...

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۸ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

دارم اهنگ گنجیشگک اشی مشیو گوش میدم.دوسش دارم وندارم.

واسم یاد روزایی رو میاره که سخت بودن ولی بازم دوس دارم بشنوم یادم بیاد چه جوری از اون روزای سخت گذشتم.یادم بیاد حالا که رسیدم به اینجا؛به این روزا؛باور کنم؛ایمان بیارم به تو که باهام بودی؛که کنارمی همیشه خدای من.که عاشقتم

ی حس عجیب باهامه این روزا.دوس ندارم با کسی تقسیمشون کنم.دارم سعی میکنم یاد بگیرم اعتماد کنم بهت ولی سخته.احتیاج به زمان داره.

پ.ن:دستمو بگیر...

پ.ن:دلم تنهایی خودمو میخواد.تنهای تنها

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()

این روزا دسترسی به اینترنت واسم سخت شده.

دیر ب دیر میام.

ی سری مشکلات دارم که واسم حل کردنشون سخت شده.متن پایین ی متن ادبی نبود کاملا توصیف حالم بود.منتهاش حالا دیگه نمیتونم مث کوه محکم باشم.

خسته ام از دست این ادمایی .. که دور و برمو گرفتن.

خدایا چه قد سخته کسی نباشه کنارت که سر رو شونش بذاری و گریه کنی.خیلی سخته

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٤ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ توسط رزا نظرات ()

امروز رفتم و رفتم و رفتم ...ولی نرسیدم؛امروز گریه نکردم؛امروز مث کوه محکم بودم.

باید برم تا برسم تا برسم تا برسم.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط رزا نظرات ()


Design By : Pichak